web 2.0

۱۳۸۸ آبان ۵, سه‌شنبه

آبان 88

در اسطورهای ایرانی آمده است که آبان زمانی است که زَو پادشاه ایران بر افراسیاب پیروزی یافته و او را از سرزمین خویش می راند و سپس، پس از پنج یا هفت سال خشکی، باران می آید.
داستان زیبایی است؛ نه؟! پیروزی بر اهریمن و راندن او از وطن. شاید اجدادمان به هنگام خلق این اسطوره نمی دانستند که این هنگامه و این ماجراهایش در مقاطع مختلفی از تاریخ باز هم تکرار خواهد شد. آبان 57، آبان 58 و ... آبان 88
قصد داشتم دربارۀ رویدادهای سیاسی دو آبان مشهور تاریخمان یعنی آبان 57 و آبان 58 مطلبی بنویسم، ولی یک حادثه کوچک در شهری کوچک مرا بر آن داشت که آن دو را فراموش کنم و به آبان 88 بپردازم.
اگرچه این حادثه بی ارتباط به بخش بزرگی از جامعه که 13 آبان 57 را خلق کردند، نیست. منظورم دانش آموزان است. قشری که معمولاً جدی نمی گیریمشان. نه اینکه به ایشان توجه نمی کنیم؛ نه. چون همه ما تلاش می کنیم تا آنها امکانات بهتری برای درس و مشقشان داشته باشند. منظورم در عرصه های بسیار جدی جامعه چون سیاست است که آنها را جدی نمی گیریم. برایشان یک روز دانش آموز در تقویم قرار داده ایم و هر سال آنها می دانند که در این روز مدرسه تق و لق است و اگر خدا بخواهد از شر فیزیک، شیمی و ریاضی راحت اند. می روند در خیابان و ... در واقع کسی هم از دانش آموزان توقع تحلیل و درک سیاسی و از این دست حرفها ندارد.
اما این حادثه که برایتان نقل می کنم مرا سخت به فکر فرو برد. به گمانم باید جور دیگر دربارۀ آنها بیاندیشیم. آنها گاه بسیار جدی تر ما آدم بزرگها هستند. گاه فرصتهایی را درک و استفاده می کنند که به عقل ما نمی رسد. گاه از ما آنقدر جلوترند که باید خجالت بکشیم.
پریروز که دربارۀ مطلب امروزم فکر می کردم، عزیزی از بستگان نزدیکم که مدیر یک مدرسه راهنمایی دخترانۀ کوچک با 80 دانش آموز در یک شهری کوچک با جمعیتی حدود دویست هزار نفر جمعیت در ساحل دریای خزر است، با من تماس گرفت و خبری داد که مو بر تنم راست کرد.
خانم مدیر گفت که در آن روز، انتخابات شوراهای دانش آموزی را در مدرسه برگزار کرده اند. با همان حال و هوای کودکی. بچه هایی که نامزد بوده اند برای خودشان تبلیغات کرده اند و با تراکت های دستنویس خودشان و پوسترهای مقوایی که با ماژیک و مداد رنگی نقاشی کرده اند، تلاش کرده اند که رای همکلاسی هایشان را به نفع خودشان به دست آورند و بعد بتوانند وعده هایشان را برای اصلاح وضع آبخوری و بوفه و نمازخانه و ... عملی کنند.
خانم مدیر در ادامه گفت وقتی بچه ها که رأیشان را داند، با حضور خودشان آرا را بر شمردیم.
بر روی 21 رأی با رنگ سبز نوشته بودند: "میرحسین موسوی"

حسین تفرشی
htafreshee@gmail.com

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر