web 2.0

۱۳۸۸ بهمن ۶, سه‌شنبه

خوشه های آبستن!

این روزها این پرسش را گاه به شوخی و گاه به جدی زیاد می شنویم: "آقا، خوشه ات را پیدا کردی؟" و یا "آقآ، کدوم خوشه ای؟" و یا به قول آقا فرید خودمان: "خوشۀ من کجاست؟"
در خبرها نیز اعتراضهای مردمی و بیش از آن شگفتی شان را می بینیم که گاه افرادی که برای گذران زندگی با مشکل مواجه اند برایشان معلوم می شود که جزء متمولین (یا همان خوشۀ سه)هستند وخودشان خبر ندارند. مثلاً کسی که حقوق بگیر یک ادارۀ معمولی با کف حقوق مصوب دولتی است و مجبور است در یکی از شهرکهای تازه تاسیس در چند ده کیلومتری تهران همسر و دو فرزندش را دریک منزل اجاره ای ساکن کند و روزانه بیش از 4 ساعت را در راه باشد، در خوشۀ 3 دیده شده است! و یا پیر زنی که همۀ درآمدش مستمری شوهر درگذشته اش و همۀ املاکش 4 دانگ از یک آپارتمان 70متری در یکی از همین شهرکهاست، در خوشۀ 3 است! و مثالهایی از این دست که فراوانند.
به نظر می رسد که خوشه ها آبستن حوادث تازه ای هستند. اوضاع آقتصادی آن قدر آشفته است که متصدیان معیشت مردم سر درگم مانده اند که چه کنند. قضیه خوشه ها که اعلام می شود، بلافاصله بی حساب و کتابی و شتابزدگی اجرای این طرح در واکنشهای مردمی دیده می شود، و بعد مسئولین مربوطه که چند ماه گذشته را هم در آشفتگی سیاسی به سر برده اند، با آشفتگی مشهودی در رسانه ها ظاهر می شوند و با توضیحاتی بی سروته و گنگ سعی می کنند به مردم اطمینان دهند که نگران نباشند. حتی آقای دکتر می آید و می گوید اطلاعات مربوط به یکی دو سال پیش است و ...
ولی آیا در شرایطی که نرخ ها از هم اکنون رو فزونی گذارده اند، میشود حرف مسئولین را باور کرد؟!
مردم چه چیزی را باور می کنند؟؛ نرخ 17 هزار تومان حک شده بر بستۀ یک کیلوئی گوشت قرمز در شهروند، نان چند صد تومانی و یا یک کیلو میوۀ چند هزار تومانی را باور می کنند یا وعده های سرخرمن را؟
در این چند ساله، کدام یک از وعده های دولت از شعار و نمایش فراتر رفته و محقق شده؛ سهام عدالت؟!، مسکن مهر؟!، یارانۀ نقدی؟!، مجازات مصرفین بیت المال؟!، کاهش بیکاری؟!، .... به راستی کدام یک؟
سردرگمی دولت یکی دو تا نیست. لایحۀ بودجه یک ماه و نیم پس از اتمام مهلت قانونی به مجلس می رود، تکلیف یارانه ها لنگ درهواست؛ شرایط سیاسی درون جناج طرفدار دولت آن قدر پیچیده شده که هرکدام از آقایان یک ساز می زنند، یکی می گوید بزغاله، یکی می گوید برادر، یکی می گوید اعدام کنید، یکی می گوید آشتی کنید...؛ تلویزیون می آید با برپایی مناظره های سیاسی ژست دمکراتیک بگیرد، و بعد متوجه می شود که قادربه کنترل چیزی را که همۀ اجزایش را هم در اختیار دارد، نیست و تعطیلش می کند؛ مردم در سفر امنیت جانی ندارند، چه در جاده، چه در هوا و چه در قطار؛ اسامی داوران جشنواره اعلام نمی شود، و بعد به فیلمهایی که پیشتر با قاطعیت توقیف شده اند، مجوز نمایش داده می شود و ... خلاصه الی ماشالله آن قدرهست که در این مختصر نمی گنجد.
... و اکنون 22 بهمن در پیش است. پاسخ مردم به این همه آشفتگی چه باید باشد؟
بیایید با سبز کردن این بهمن، سرو سبز ایران را از آفت آشقتگی ها برهانیم.

حسین تفرشی
htafreshee@gmail.com

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر