web 2.0

۱۳۸۸ بهمن ۱۳, سه‌شنبه

تکلیف شرعی، منافع ملی

«الیوم استعمال تنباکو و توتون بای نحوٍ کان در حکم محاربه با امام زمان عجل الله تعالی فرجه است.»

این جمله سرآغاز جنبش حق طلبی این سرزمین است که به قلم عالی ترین مقام مذهبی تشیع، مرجع عام آن زمانه، میرزا محمد حسن شیرازی، نوشته شده است. این جمله یک فتوا است. یعنی یک دستور مذهبی است، ولی نتیجۀ حاصل از آن دفاع از منافع ملی در برابر بیگانه است. شاه و عملۀ دربار با گرفتن رشوه و زد وبند با یک شرکت انگلیسی به منافع ملت خود خیانت می کنند و آن را به بیگانه می سپارند. شاه ظل الله است و به واسطۀ سرشت استبدادی خود که نتیجۀ طبیعی سلطنت مطلقه است خود را صاحب اختیار همه چیز مردم می داند، پس در این باره مشکلی حس نمی کند. رشوه اش را می گیرد و احتمالاً پیش خود می گوید: "گور پدر رعیت، امر امر ماست!"
اما واقعیت آن زمان نشان داد که شاه همه کارۀ و صاحب اختیار همه چیز مردم نیست. مردم پشتوانه دارند که مرجعیت است و او حافظ منافع آنهاست. مردم به او رجوع می کنند و او بر خود تکلیف می بیند که با قدرت مذهب منافع ملت را تامین کند و چنین می کند. با همین یک سطر دستگاه سلطنت را سر جایش می نشاند و منافع ملت را پس می گیرد.
اکنون نزدیک به 120 سال از آن زمان گذشته است. دورۀ امتیاز دادن و ادارۀ کشور به سیاق قجری بخشی از تاریخ است. اما آیا بحث منافع ملی و تکلیف شرعی مرجعیت هم بخشی از تاریخ است؟ آیا مرجعیت برای حفظ منافع ملت وظیفه ای بر گردن ندارد؟
این سئوالات وقتی به ذهنم آمد که برای خرید چند رقم کالا به بازار مراجعه کردم و دیدم برای خرید هر کالایی مناسبترین قیمت برای جنس چینی ارائه می شود. و وقتی قدری در بازار گشتم دیدم که جنس چینی همه جا و همه نوع کالایی را در بر گرفته است. از نوشت افزار و تجهیرات رایانه ای بگیر تا لباس و لوازم خانگی و صنعتی و حتی کشاورزی. به راستی این حجم کالای چینی در بازار ما چه می کند؟ چرا کنار هر کالای تولید داخلی، مشابه چینی آن را با رنگ و لعاب بهتر و البته قیمت بسیار کمتر وجود دارد. چرا کسی مانع ورود این همه جنس چینی به ایران نمی شود؟ چرا کسی نمی پرسد مملکتی که بهترین گردوی دنیا را دارد، گردوی چینی را برای چه باید وارد کند؟ مملکتی که می تواند بسیاری از کالاهای سبک را با کیفیت قابل قبول تولید کند، می باید مشابه چینی آنها را وارد کند؟ چرا کسی نمی پرسد میزان ضرر کشاورز و تولید کنندۀ داخلی از ورود این همه کالای ارزان و طبیعتاً به لحاظ قیمت غیرقابل رقابت چیست؟
به نظر می آید آدمها و دستگاههایی در این مملکت، اعم از دولتی و غیر دولتی، نفعشان در زد و بند با چینی هاست و به عبارتی همان خیانت 120 سال پیش دارد رخ می دهد. عده ای منافع خود را بر منافع ملی مرجح دانسته و شاید پیش خود می گویند: «گور پدر ملت، سود من باید برسد!»
و سئوال دیگری که به ذهن می رسد این است که در این اوضاع وظیفۀ مرجعیت در قبال آن دسته از مردم این کشور که به خاطر رقابت ناپذیری تولیدشان با کالای چینی، منافع خود را دارند از دست می دهند چیست؟ آیا نمی توانند از مردم، یا دست کم مقلدین خود، بخواهند که مصرف کالای چینی را تعطیل کنند؟ آیا این خدمت به تشیع نیست؟ آیا این خدمت به تولید کننده ایرانی نیست؟
به راستی مرجعیت چرا در قبال منافع ملی ساکت است؟
آیا دستگاه هدایت تشیع، تکلیف دینی خود را به خاطر منافع ناشی از نزدیکی به حکومت نادیده می گیرد؟

در کنار همه این سئوالها بد نیست بدانیم که رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین، آقای «عسگراولادی مسلمان» است.
حسین تفرشی
htafreshee@gmail.com

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر